php php .

php

اظهارات مخالفين سفر امام حسين(ع) به كوفه

برخي مي‌گفتند :
مگر نديدي با پدر و برادرت چه كردند؟ پس به آن‌جا نرو!
يا به امام(ع) پيشنهاد مي‌دادند كه از شهرها دوري كن و راه بيابان را در پيش بگير!
و سپس افرادي را به شهرها بفرست، تا براي شما بيعت بگيرند، و اگر قبول كردند كه چه بهتر، اگر هم نپذيرفتند و با ديگري بيعت كردند، دين و خرد شما آسيب نخواهد ديد.
عبدالله بن عمر، خطاب به امام گفت كه من از پيغمبر(ص) شنيدم كه؛ حسين در اين سفر كشته خواهد شد. 
امام(ع) به او فرمود :
تو كه اين را مي‌گويي، بايد مرا ياري كني.
او قبول نكرد و با چشماني اشكبار با امام(ع) خداحافظي كرد.
عبدالله بن جعفر(ع) از روي دلسوزي رفت، از حاكم مكه براي امام(ع) امان‌ نامه ‌گرفت و هنگامي كه امام در راه كوفه بود، باشتاب خودش را به امام(ع) ‌رساند كه برگرديد و با شما كاري ندارند.
حتي عبدالله بن عباس -پسرعموي اميرالمؤمنين(ع)- جسارت را از روي دلسوزي به جايي رسانيد كه به حضرت(ع) گفت :
اگر مي‌توانستم، موهاي جلوي سرت را مي‌گرفتم و مي‌كشاندم تا به اين سفر نروي.(۱)
اين ترديد افكني‌هاي خودي‌ها در برابر تصميم راسخ امام(ع)، بسيار براي امام(ع) سنگين بود.
صبركردن در برابر چنين مسئله‌اي براي حضرت(ع) چه‌بسا از صبر بر شهادت عزيزانشان هم سنگين‌تر بوده باشد.
از امام جعفر صادق(ع) روايت شده كه فرمود :
آن شبى كه امام حسين(ع) تصميم گرفته بود، فرداى آن از مكه خارج شود، محمد بن حنفيه به حضور آن حضرت(ع) آمد. 
بينشان سخناني رد و بدل شد.
تا اينكه محمد حنفيه به امام(ع) پيشنهاد هجرت به جايي غير از كوفه داد، كه امام(ع) نپذيرفت.
فرداي آن روز مجدد محمد بن حنفيه قبل از بيرون آمدن امام(ع) از مكه، خدمت ايشان رسيد و عرض كرد :
پس چه باعث شد كه به اين زودى حركت كردى!؟
امام حسين(ع) فرمود :
《أَتَانِي رَسُولُ اللَّهِ(ص) بَعْدَ مَا فَارَقْتُكَ فَقَالَ :
 يَا حُسَيْنُ(ع)!
اخْرُجْ فَإِنَّ اللَّهَ قَدْ شَاءَ أَنْ يَرَاكَ قَتِيلًا》
وقتى از تو مفارقت كردم جدم پيامبر خدا(ص) را در عالم خواب ديدم كه به من فرمود :
 اى حسين(ع)! حركت كن همانا خداوند خواسته كه تو را كشته شده ببيند.
محمد بن حنفيه گفت :
《إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ》!
و پرسيد : 
پس اين زن و بچه را براى چه همراه خود مي برى، در صورتى كه با اين حال خارج مي شوى!؟
امام حسين خطاب به وي فرمود كه جدم رسول اكرم(ص) نيز در اين باره فرمود :
《إِنَّ اللَّهَ قَدْ شَاءَ أَنْ يَرَاهُنَّ سَبَايَا》
خداوند خواسته كه خاندان تو را نيز اسير ببيند.(۲)
منابع :
۱)الصحيح من مقتل سيدالشهداء(ع)،ص۱۵۴۲
۲)اللهوف ابن طاووس، ص۶۵



برچسب: ،
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ مرداد ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۰۶:۱۲ توسط:php موضوع:

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
سایت :
پیام :
خصوصی :
کد امنیتی :